خاطرات دخمل ورپریده و همسل عزيزش

* خاطرات ما دو تا اینجا ثبت میشه واسه یادگاری *

 

شب ولنتاین:

 

من: عزیزم فردا چه روزیه؟

همسلی: چع روزیه؟  

من : ولنتاین دیگه   

همسلی : آهان ... همون روزی که همه با هم قهر میکنن و دعواشون میشـــــــــــــــــه... تو اینجا چیکار میکنی؟   بدو برو خونه بابات... تا چند روز هم اینطرفا نیایا...

من :    

همسل :    

 

+ من کع هنوز نفهمیدم ۲۵ بهمنٍ یا ۲۶  !

موبارک باژه

 

 

تاريخ پنجشنبه 26 بهمن1391سـاعت 11:57 نويسنده دخمل ورپریده| |

miss-A